تبليغاتX
ایلیا کوچولو


سلام دوست جونا وخاله های مهربون دیگه خودم دست بکار شدم آخه این مامان فرزانه از بس اپ

نکرد آربوی چندین ماهه ی منو تو دنیای اینترنت حسابی برد من که بزرگ شدم دیگه اصلا منتظر

کسی نمیشم هی میگه من فرصت سر خاروندن هم ندارم ...........

خوب تصقیر من چیه .

منم فرصت سر خاروندن ندارم آخه این روزا تند تند چهار دست وپا راه میرم تازه اشم یاد گرفتم که

دستمو بگیرم به مبل و پاشیده بشم ببشخید پاشیده بشم نه پابشم .

خاله هام میگن اینجوری پیش برم تا نه ماهگی راه رفتن هم یاد میگیرم.


دوست جونا من یه کاری بلدم فقط یواشکی به شما ها میگم امتحان کنید خیلی حال میده من

هرچی رو که اجازه دارم بردارم مثه اسباب بازی و وسایل خودم میشینم گریه میکنم میگم بیارین

تقدیمم کنیداما چیزایی مثل کنترل تلو یزیون و گوشی مامان و بابا یا هر چی که نباید دست بزنم تند

تند چهار دست و پا میرمو بر میدارم خلاصه امون مامان و با با رو حسابی بریدم.


راستی آخرین خبرم بدم مامان فرزانه از یک شنبه اون هفته رفت سر کار منم یه جورایی بهش حق

میدم نتونه اینجا مطلب بنویسه الان هم مامانم حسابی سرما خورده ومن نمیتونم بیشتر اینجا باشم

نا سلامتی من فرزند ارشدم باید برم مظاوبش  باشم.

دوباره زود زود میام.


                                                            ایلیا کو لو چو


 





نویسنده : ایلیا با مامان وباباش ; ساعت 16:18 روز یکشنبه هشتم دی 1387
دسته بندی :
       لینک مطلب